|
بچه های تنها |
|
بچه های تنها همیشه دوست داشتنی و عاشقن .برای دیدن تمام پستها به آرشیو مراجعه کنید |
اشکهایم شب و روز از چشمان سیاه و سفیدم می چکند چه بی آلایش گریه هایم به روی نامه هایم می ریزند روزگارم با قلم و کاغذ و سیگار می گذرد چشمانم به دنبال چشمانی می گردند که روزی مرا عاشق کردند چه سرد دستانم بر خاک کشیده می شوند چه بی روح است بدنم تنها غم ها هستند که پیش من می آیند گفت برایم بنویس نوشته هایم بی جواب ماندند کاش به چشمانم اجازه ی دیدن نمی دادم کاش شعله های وجودم خاموش نمی شدند آرزوهایم کم کم در گورستان وجودم به خاک سپرده می شوند دیگر این دل شکسته ام مرا یاری نمی کند قلبم همدم گریه هایم شده است چگونه نگاهم مرا به سوی چشمانش یاری کند ؟ همان چشمانی که مرا عاشق کردند چشمانی که سفیدی روزش بیشتر از سیاهی شبش بود چشمانی که حس عاشقی را یاد من دادند هم اکنون نگاه هایم به دنبال چشمانی می گردند که روزی مرا عاشق کردند تنها امیدم دعا هایی هستند که می توانند به کمک این تن خسته بیایند با نگاهی عاشقانه ، صدایش را شنیدم شیرین تر از صدای موج دریا بود کاش به چشمانم آموخته بودم که چگونه به نگاهی عاشق نشوند کاش آموخته بودم حال ... به دنبال نگاهی به دنبال صدایی به دنبال چشمانی می گردم که پاک تر از آسمان بودند هنوزم به دنبال آن چشمان می گردم . . ! ! ! شاعر : امین آذرپور (( این شعر بر اساس واقعیت سروده شده است )) نوع شعر : موج نو ( درجه ۳ ) ![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 9:40 قبل از ظهر توسط امین |
در پی امتحان های خدا می شکنیم زیر این همه تحمل خرد می شویم بدون هیچگونه اعتراض دنبال چراهای بسیار برای التیام بخشیدن این تن سجده می کنیم مقابلش به دنبال یک ذره امید بی هیچ واسطه ای دوستش داریم هر چه هستیم از او هستیم تحمل می کنیم ، می شکنیم ، خرد می شویم اما . . . همواره دوستش داریم زیرا منی بودن ، از آن بودن است (( شعر از : امین آذرپور )) 

![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط امین |